تبليغاتX
کلونینگ - سياست شبيه‌سازي

سياست شبيه‌سازي[1]

از نكات قابل بررسي در تاريخ آمريكا اين است كه وقوع هر رويدادي، ايدئولوژي هاي كهن را از رده خارج مي‌كند، بنيان ائتلافهاي موجود را سست كرده و به تنش و تضاد بين احزاب و گروهها به حدي دامن مي‌زند كه نمي‌توان آن را ناديده گرفت. در اين صورت تعهدات سياسي قديمي، مقبوليت خود را از دست مي‌دهند و فرضيه‌هاي قديمي، كمتر مورد پذيرش واقع مي‌شوند.

انقلاب ژنتيك ماننده برده‌داري، حقوق مدني و جنگ سرد در گذشته ـ يكي از همين رويدادهاست كه ممكن است در زمان خود تمامي اين حوزه‌ها را زير سيطره‌ بگيرد.

در چند ماه گذشته كميسيونهايي در سنا و كاخ سفيد، شاهد بررسي و رسيدگي به شواهد و دلائل بسيار، دال بر طبيعي بودن شبيه‌سازي انسان در زمان حال بوده‌اند. تقريباً تمامي آنان شهادت دادند كه موافقت اوليه با اين طرح نتايج وحشتناكي را به ارمغان خواهد آورد. از جمله به دنيا آوردن كودكاني بدشكل (با صورتي دِفرمه شده) يا سقط جنين به خودي خود و همچنين خطرات ناگواري را كه مي‌تواند براي زناني كه اولين شبه انسانها را حمل مي‌كنند، به وجود بياورد.

صرف نظر از گروه‌هايي كه حامي و مبلغ شبيه‌سازي هستند، به صراحت مي‌توان گفت كه عقيده جهاني درباره‌ي شبيه‌سازي انسان اين است كه در موقعيت كنوني اين عمل نبايد انجام شود.

سياست‌هاي پيچيده‌ي شبيه‌سازي شديداً به جريان تحقيقات درباره‌ي سلولهاي بنيادين وابسته هستند. سلولهاي بنيادين، سلولهايي متصل به هم هستند كه بسياري از دانشمندان اعتقاد دارند روزي مي‌توان صدمات ناشي از خطرناكترين بيماريها را از طريق آنها درمان كرد. زماني كه پژوهشهاي نويدبخش درباره‌ي سلولهاي بنيادين به نتيجه رسيد، تمامي دانشمندان، شادمانه‌‌ترين مژده براي انسان و بي‌نظيرترين مايه‌ي اميد بشر را سلولهاي بنيادين خواندند و اينكه سلولهاي جنيني شبيه‌سازي شده مي‌توانند يكي از منابع كليدي در اين راه به شمار آيند. پليس فدرال تاكنون، سرمايه‌گذاري در اين تحقيق را ممنوع كرده است.

ـ آيا مجاز دانستن تحقيق در مورد شبيه‌سازي سلولهاي بنيادين، اولين پله به سوي شبيه‌سازي نوزادان نيست؟

ـ آيا منافع احتمالي علم ژنتيك نوين وحشت نهفته‌ي آن را توجيه مي‌كند؟

ـ آيا ما مي‌خواهيم به كليه‌ي فن‌آوري‌هاي نوين صنعتي مسلح شويم كه بلادرنگ جنين آدمي را خلق كنيم، از آن استفاده كرده و سپس در جهت نابودي‌اش گام برداريم؟

اين سلولها در مورد سياست سقط جنين [كورتاژ] نيز مطرح مي‌شوند؟

جمهوري‌خواهانِ مخالف آزاديِ سقط‌جنين عمدتاً جنين را مقدس تلقي مي‌كنند و بيشتر دموكراتها به آنها [جنين‌ها] مانند كلكسيوني مي‌نگرند كه تنها وجه عاقلانه‌شان اين است كه زنان باردار قادر به انتخاب ايشان بوده‌اند.

[مي‌توانند قبل از بارداري انتخاب كنند كه اينگونه جنين‌ها را مي‌خواهند يا نه؟]

با وجود اينكه سرمايه‌گذاريها و كشيدن حصار، دشواريهاي را فراروي علم نوين ژنتيك قرار داده است، ولي بي‌ترديد بحث لاينحل سقط جنين [كورتاژ] را تحت شعاع قرار نمي‌دهد. سلولهاي بنيادين و شبيه‌سازي شده اگرچه چشمگير و فوق‌العاده به نظر مي‌رسند ولي هنوز در ابتداي راهند.

نمايش نقشه ژنوم انساني نه تنها چشم‌اندازي از درمان ژنتيكي بيماريهاست، بلكه بهبود ژنتيك يا چيزي كه از آن به عنوان مداخله‌هاي هسته‌اي [تصحيح ژنتيك] ياد مي‌شود است كه تمامي نسلهاي آينده را تحت تأثير قرار خواهد داد.

سرانجام فاصله ميان درمان و بهبودي ممكن است آنقدر فراخ و دست نايافتني باشد كه روزي عقب‌افتادگي ژنتيكي به بيماري اجتماعي همه‌گيري تبديل شود و برابري ژنتيكي بهانه‌اي براي مبارزه اجتماعي براي رسيدن به مساوات باشد.

بعضي از تحقيقات كه هنوز در حال انجام هستند نظير خلق پيوند ژنتيكي جنين انسان و حيوان، مطرح كردن شبحي است كه بزرگترين كابوس علمي ـ تخيلي ما بوده، به زودي محقق مي‌شود. به همين زودي چنين آزمايش‌هايي به صورت كاملاً قانوني وجود خواهد داشت. ما به اولين موج مباحثه‌ي سياست و اخلاق در عصر ژنتيك نوين وارد مي‌شويم:

ـ چه كساني سامان‌دهنده هستند؟ چه چيزي كنترل شده است؟ چه چيزي مجاز است و چه چيزي ممنوع؟ چه رهبري ـ اگر وجود دارد ـ ايدئولوژيهاي رايج گروههاي محافظه‌كار، ليبرالها، جمهوري‌خواهان و دموكراتها را براي جنگ بعدي قدرتمندان رهنمون مي‌شود؟

در اين مباحثه منافع بسياري وجود دارد: محافظه‌كاران مذهبي و گروههاي مخالف آزادي سقط‌جنين كه علم ژنتيك نوين را به مثابه توهيني به شرافت انساني تلقي مي‌كنند.

شركتهاي توليد فن‌آوري كه از طريق علم محرز نشده‌ي آينده سودآوري مي‌كنند.

احزاب مدافع حقوق جنسي، شبيه‌سازي را گزينشي شخصي مي‌پندارند كه حكومت نمي‌تواند در آن دخالتي داشته باشد؛ و گروههاي مدافع حقوق بيماران كه دانش ژنتيك نوين را منشأ اميدواريهاي جديد مي‌پندارند.

اولين اقليت، Led by Sen است. سام برونبك Sam Brownback(R- Kan) درصدد بود تمامي پژوهشهاي شبيه‌سازي انسان را ممنوع كند. اين گروهِ ساختگيِ جمهوري‌خواهان و محافظه‌كاران اجتماعي، با وجود اينكه در برگيرنده‌ اعضاي مساوات‌طلب، زيست‌گرايان  و چپ‌گرايان طرفدار محيط زيست است، هنوز به پيشرفت تكنولوژي و در معرض نظارت دولت بودن آن مشكوك است. اين جنبش طرفدار كنترل و نظارت دولت، سعي بر اين دارد كه بحث پژوهشي شبيه‌سازي انساني و سلولهاي بنيادين را از سياست سقط‌جنين جدا كند، به اين اميد كه انزجار جهاني اقوام و ملل از ايده‌ي زندگي شبيه‌سازي بشر، پيروزي قانوني را به سادگي به آنها هديه خواهد داد.

يكي ديگر از اتحاديه‌هاي جديد علاقه‌مند، از گروههاي موافق حقوق جنسي و شركتهاي صاحب فن‌آوري

تشكيل شده، كه اين اقليت مايل به پذيرفتن موقت تحريم شبيه‌سازي جنسي هستند، به دليل اينكه اين تكنولوژي هنوز آزمايش نشده و غيرقابل اطمينان است. ولي همچنان به دنبال چيزي براي مشروعيت بخشيدن و گسترش دادن كاربرد جنين انساني مشابه‌سازي شده براي پژوهشهاي پزشكي مي‌گردند. اين گروهها تقريباً تمامي دموكراتهايي را كه از هواداران سرسخت سلولهاي بنيادين جنيني هستند و تعداد قابل ملاحظه‌اي از جمهوري‌خواهان كاپيتاليست كه معتقد به اقتصاد بازار آزادند و پيشرفت تكنولوژي، حدود حزب آنها را مشخص مي‌كند نه محافظه‌كاري مذهبي و دفاع از آيندگاني كه هرگز چشم به دنيا نگشوده‌اند را در برمي‌گيرد.

در طبقه متوسط آمريكايي، مطابق معمول، جايي حدواسط و نامعلوم وجود دارد. خيلي از آمريكايي‌ها فكر مي‌كنند سقط‌جنين كار اشتباهي است اما مي‌بايست قانوني باقي بماند. آنها همچنين معتقدند كه جنينهايي كه قابليت سقط شدن دارند يا در كلينيك‌هاي ضدبارورسازي توليد مي‌شوند را مي‌توان براي انجام تحقيقات پزشكي به كار برد.

آنها شبيه‌سازي انساني را همانقدر مشمئزكننده مي‌دانند كه پيشينيانشان بچه‌ي آزمايشگاهي را نفرت‌انگيز مي‌دانستند. ولي به نظر مي‌رسد آنها در مورد اينكه جنين شبيه‌سازي شده اگر براي تحقيقات و در جهت پيشبرد علم پزشكي صورت بگيرد، رواداري نشان داده و صبور بوده‌اند، از نظر آنها هر دو مقوله‌ي اخلاقي و پيشرفت علمي جديت مي‌طلبد، ولي هويدا است كه اگر از جانب علم تجربي مشكلي به وجود نيايد، بخش ابتدايي ـ اخلاقي مسأله تحت‌الشعاع هم قرار بگيرد، اعتراضي دربر نخواهد داشت.

با كنار هم گذاشتن فرضيات، اين نبرد دنباله‌دار، دريايي از تغييرات را براي سياست آمريكايي به ارمغان خواهد آورد. اگر محدوديتي وجود نداشته باشد يا تنها منع مختصر شبيه‌سازي پايان پذيرد، آنگاه تحقيقات به دو سو رهنمون خواهد شد. آنهايي كه عملاً به دنبال مشابه‌سازي زنده بشري هستند مي‌توانند بر روي جنين شبيه‌سازي شده، آزمايش كرده تا كاملاً به ايمني تكنيك وقوف يابند. بنابراين سرانجام آنها مي‌توانند ادعا كنند كه شبيه‌سازي انسان يك اختيار ساده‌ي جنسي است. در همان زمان، دانشمندان به استفاده از جنين شبيه‌سازي شده در جهت پيشبرد بنيادي درمانهاي پزشكي مبادرت خواهند ورزيد. اگر موفقيت‌آميز باشد، ممكن است به خلق فن‌آوري صنعتي جديد و يا شايد يك اقتصاد جديد منتهي شود: ژنهاي اقتصادي يا اقتصاد ژنها. اين كاپيتاليسم جديد ممكن است در كنار خود بسيار طبيعي‌اش، موافق حق انتخاب نيز باشد. مخالفين آزادي سقط‌جنين، موافقين تجارت، اتحاديه‌هاي ضدكنترل و نظارت كه به صورت محافظه‌كاري در ايالت متحده شكل گرفته‌اند اگر از بين نروند، كم اهميت نمود پيدا خواهند كرد.

اگر جمهوري‌خواه با كاپيتاليسم نوين شراكت بورزد، نويدبخش هدايت مخالفان متعهد سقط‌جنين به سوي انقلاب خواهد بود. انزجار اخلاقي كه توسط مجلات منتقد محافظه‌كار ايجاد شد، از اولين جرقه‌ها براي اعلام “پايان دموكراسي” در سال 1996 بود، زيرا نهادينه كردن سقط‌جنين با جديت تمام پاسخ داده خواهد شد. آنهايي كه به قداست زندگي معتقد هستند ـ و ايمان دارند كه با توليد جنين انساني، به وسيله‌ي دستكاري ساختار ژنتيك بشر، با قانوني كردن شبيه‌سازي انسان، قداست زندگي خدشه‌دار مي‌شود ـ روزي زندگي در آمريكا را غيرممكن مي‌يابند.

اما اگر محدوديتي هم بر شبيه‌سازي بشر حاكم شود، بي‌ثبات و متزلزل خواهد بود. يك چنين پژوهشهاي بحث‌انگيزي احتمالاً به مثابه چراغ سبزي براي كشورهاي ديگر خواهد بود و اگر روشن شود كه از نظر اقتصادي و پزشكي موفقيت‌آميز بوده، سدهاي حمايت و مخالفت از فن‌آوري صنعتي بسيار قدرتمندتر خواهد بود. اگر زماني اين اتفاق بيفتد، كاپيتاليستهاي ژنتيكي به دموكراتها و البته نه جمهوري‌خواهان به چشم مخالفان قانون‌گرايي و موافقان صنعت خواهند نگريست.

تا آنگاه كه تمامي اين بخش نامعلوم باشد، همان‌طوريكه محتمل به نظر مي‌رسد، پايان ليبراليسم و محافظه‌كاري تداعي مي‌شود، ائتلاف جديدي، تقسيم‌بندي جديدي مي‌بايست به وجود بيايد. در پايان، آمريكايي كه به دفعات از گزينشهاي سخت گريخته، اين بار مي‌بايد يكي از سخت‌ترين‌ها را تجربه كند: بين علم جديد با توانمندي‌هاي چشم‌گيرش و خطرات پيش‌بيني نشده‌اش و ميان ايمان ديرين و عقل همراه با ضرورتهاي پيش پا افتاده و رازهاي پنهاني‌اش. محتمل به نظر مي‌رسد كه نسل ماست كه مي‌بايست اين گزينش را انجام دهد ـ تصميم‌گيري درباره نسل آينده‌ي آزمايشهاي آمريكايي و چه بسا تقدير بشريت در نهايت به آن بستگي داشته باشد. كوتاهي در بيان حقيقت باعث شده است كه با وجود اينكه در دوران ماقبل از عصر ژنتيك به سر مي‌بريم، عاري از هر گونه آمادگي قبلي در اين زمينه باشيم.

 



[1] - Eric Cohen/   مترجم: بهستا رضاپور/  باشگاه انديشه

+ نوشته شده توسط علی محمدی در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 و ساعت 13:31 |